ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

96

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از ميان آنها جدا شده به زياد ملحق گرديد . امرؤ القيس بن عابس هم به آنها پيوست آنها به زياد گفتند : بايد به آنها ( مرتدين ) شبيخون بزنى و گر نه اتباع تو متفرق شده به آنها ملحق خواهند شد . شذاذ از حضرموت هم خارج و با زياد و اتباع او متحد گرديد . زياد هم آن پيشنهاد را قبول كرد . آماده شد و شبانه با لشكر خود بر آنها هجوم برد . آنها دسته دسته گرد كانون و آتش جمع شده سرگرم حديث بودند كه ناگاه ( مسلمين ) بر آنها حمله نمودند . ( مسلمين ) اول بر بنى عمرو بن معاويه هجوم نمودند زيرا نيرو و عدد و دليرى و عظمت در آنها بود . آنها پنج بهره از شوكت و عظمت را دارا بودند در آن حمله چهار پادشاه نفرين شده را كه خواهر آنها پنجمين ( اميره ) بود اسير نمودند زيرا نيرو و عدد و دليرى و عظمت را دارا بودند كه مشرح و مخصوص و جمدا و ابضعه و خواهر آنها عمرده باشند . بسيارى از آن قوم كشته شدند بعضى هم توانستند بگريزند كه بعد از آن واقعه فاقد حيات بودند . زياد بن لبيد با اموال و اسراء بسيار برگشت . از محل اشعث گذشت كه او با قوم خود راه آنها را گرفت و اسراء را آزاد نمود آنگاه لشكر خود را آراست و آماده جنگ گرديد . زياد هم بمهاجر نوشت و او را به يارى خود دعوت نمود . نامه او در ميان راه رسيد . مهاجر هم عكرمه بن ابى جهل را بجاى خود فرمانده لشكر كرد و خود با عده چابك سوار شتاب نمود . بر زياد وارد شد و متفقا كنده را قصد نمودند . در محجر زرقان ( يك ناحيه در حضرموت ) با هم مصاف دادند جنگ برپا شد و كنده مغلوب و منهزم گرديد تا بنجير رسيده پناه بردند . قلعه را ترميم و محكم نموده سنگر گرفتند . مهاجر هم آنها را پى كرد تا بدان محل رسيد . كنده همه در آن قلعه تجمع و تحصن كرده بودند . مسلمين آنها را محاصره نمودند . عكرمه ( با لشكر خود ) رسيد و بر شدت محاصره افزود ، لشكريان همه دسته دسته در همه جا آنها را تعقيب مىكردند و مىكشتند .